X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

اس ام اس و خنده

جدیدترین اس ام اس ها ، بهترین وبلاگ اس ام اس و جوک با آپدیت روزانه

Jokestan1740.persianblog.ir

وبلاگ اس ام اس و خنده ( jok20.blogsky.com)

 

ﻃﺮﻑ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ:

.

.

.

.

.

ﻣﻠﺖ ﺩﻭﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮔﯿﺮﺷﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ،

ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﺘﺢ ﻣﯿﮑﻨﻦ!!!!!

ﻣﻦ ﯾﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻔﯿﺪﺗﺮﯾﻦ کاﺭﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻡ

ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻡ

ﺣﻤﻮﻡ ﯾﺎ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺑﺎﺯ ﻣﯿﺬﺍﺭﻡ.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎﻟصاﻧﻪ ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ:

ﺑﺎ ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ

 

 

مرده زنگ میزنه خونه میگه عزیزم بعدازظهر با دوستم میام خونه

زنش:خونه ریخت و پاشه...مرد:میدونم

زنه:ظرفا کثیفه تویخچال هم هیچی نداریم...

مرد:میدونم

زنه:تو که میدونی واسه چی دعوتش کردی؟

مرد:اخه هوس زن گرفتن کـرده گفتم بیاد وضعیتمون و ببینه شاید پشیمون شه

 

 

ﻛﻴﻒ ﭘﻮﻝ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﻳﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺯﺩﻥ

ﻣﻴﮕﻪ ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﮔﺬﺷﺘﻢ

ﻭﻟﯽ ﺍﻟﻬﯽ ﺧﺮﺝ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺩﺭﻣﻮﻥ ﻭ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺲ ﻭ

ﺗﺼﺎﺩﻓﺶ ﺑﺸﻪ

ﺍﻟﻬﯽ ﺧﺮﺝ ﺳﺪﺭ ﻭ ﮐﺎﻓﻮﺭ ﻋﺰﻳﺰﺍﺵ ﺑﺸﻪ

ﺍﻟﻬﻲ ﺧﺪﺍ ﺑﺰﻧﺘﺶ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺮﻡ ﻓﻠﺞ ﺑﺸﻪ

ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ

ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻢ |:

 

 

کارت عروسی واسمون اومده بود روی کارت نوشته جناب آقای فلانی به اتفاق همسر محترمه و دختر خانم؛

.

.

.

خب مینوشتین همتون بیاین ولی بی زحمت اون پسر الدنگتونو نیارین

وااللا

 

 

گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر....!!!

اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟

دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم

اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده.

دومی: شاید مادرمونم ببینیم

اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش

دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.

دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی..

 

 

بابای من واسه اینکه ثابت کنه هوا هنوز انقد گرم نشده!

که ما کولر روشن کنیم یه هفته اس ظهرا با پتو میخوابه وسط هال..!!!!

تازه هر نگون بختی ام تو این شرایط در هالو باز کنه...

یه چیزی پرت میکنه طرفش میگه ببند درو سوز میاد تو!!!

 

 

ماه رمضان ﺳﺤﺮﻯ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻰ , ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻰ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ

ﺍﺫﺍﻧﻮ

ﮔﻔﺖ ,

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﻴﮕﻩ

ﭘﺴﺴﺴﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﻡ

ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻔﺘﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﺨﻮﺭﯾﺎﺍﺍﺍﺍﺍ؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻣﻦ

تاریخ ارسال: دوشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 09:45 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر