

من به زلف تو چنان خام شدم که خدا می داند
این چه سحری ست که بر جام نگاهت جاری ست
من چنان جادوی این دام شدم که خدا می داند
ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
من به زلف تو چنان خام شدم که خدا می داند
این چه سحری ست که بر جام نگاهت جاری ست
من چنان جادوی این دام شدم که خدا می داند
حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…
خدا را شکر
ما دیگر فقیر نیستیم.........
دیروز پزشک روستا گفت:
چشمان پدرم پر از آب مروارید است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ﺧﺎﻧومای ﻋﺰﯾﺰ ..................
ﺍینقدر ﮔﻮﻧﻪ ﻭ ﻟﺐ ﻭ ﺩﻣﺎﻏﺎﺗﻮﻧﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻳﻦ ﺍلاﻥ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ ﺷﮑﻞ ﺳﻴﻨﺪﺭﻻﺱ ﻫﺮﭼﯽ ﺑﭽﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ ﺷﮑﻞ ﺳﻤﻨﺪﻭﻥ!!!خوب نکنین دیگه ...
پیام تبریک تولد
مهربانم !
یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد
بوی گل ،نذر قشنگینگاهت باشد
و خداوند شب و روز و تمام لحظات
با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد
تولدت مبارک !
-------------------------
جوک دوران دانشگاه
مکان خوابگاه:نوبت کیه چایی دم کنه
بچه ها:کی چایی میخوره تو این گرما؟
وقتی من با لیوان چایی میام تو اتاق
بچه ها:نمیدونی چهار نفریم یه لیوان چایی دم کردی بیشعور؟
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ جوک دانشجویی♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ادامه مطلب ...