| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند
طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت
باید یکنفر طناب را رها میکرد وگرنه همه سقوط میکردند
زن گفت: من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم
کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم... من طناب را رها میکنم چون به فداکاری عادت دارم
در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند
بـوسه هایت انار را می ترکاند..
نفس هایت سیب را می رساند، آغوشت ابر را می باراند..
پـــاییــز تـرینی تـو
گوسفندی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما دلی را دفن نکنم !
گرگی باشم گوسفندها را بدرم اما بدانم کارم از روی ذات است نه از روی هوس !
خفاشی باشم که شبها گردش کنم با چشم های کور اما خوابی را پرپر نکنم !
کلاغی باشم که قارقار کنم اما پرهایم را رنگ نکنم و دلی را با دروغ به دست نیاورم !!!
دوسش داری؟
حس خوبیه همیشه کنارته ؟
با کدوم اسم قشنگ صداش میکنی ؟
تا حالا سرتو گزاشتی رو شونش گریه کنی ؟
تاحالا ازین که همیشه کنارت بوده تشکر کردی ؟
چند بار ناراحتش کردی ؟ داد زدی بگی دوست درام ؟ تاحلا بدی تو خواسته ؟ ...؟ . . . . . . داری بهش فکر میکنی
خدارو میگمااااا
داغ دیدن نه فقط از دست دادن عزیز است
نه فقط تاراج مال است
داغ دیدن گاهی شاید، در استفاده از شیر اب داغ
توالتیست که رنگ ابی بر ان نهاده باشد...

