X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس و خنده

جدیدترین اس ام اس ها ، بهترین وبلاگ اس ام اس و جوک با آپدیت روزانه

شبکه نسیم

شبکه نسیم داشت سیرک نشون میداد یارو یه حلقه دستش بود گاوا به نوبت از تو حلقه میپریدن!

مامانم با حسرت یه آهی کشید و گفت: نیگا اینا گاو رو تربیت کردن ما تو تربیت تو موندیم!!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 07:23 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

بیرون رفتن با مامان و بابا

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 07:21 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

مرد مثل مادر

بچه ای از باباش پرسید

" مرد "

یعنی چی؟

پدر: خـــــــــب

مرد به کسی می گن که

به خانواده اش عشق می ورزه

و با تمام وجود

از اونها دفاع میکنه

دلسوز خانواده اشه

و هیچکس

و هیچ چیزو

به اون ها ترجیح نمیده

تمام تلاشش رو برای خوشبختی اونا انجام می ده

تاریخ ارسال: چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 10:12 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

پاپیون


به مامانم میگم عروسی پسر خاله کراوات بزنم یا پاپیون؟ برگشته میگه:زنگوله بنداز موقع برگشت دیگه گمت نکنیم دنبالتم نگردیم. :|

تاریخ ارسال: دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:09 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

موسسه کودکان نابغه

تلویزیون داره تبلیغات موسسه کودکان نابغه رو نشون میده،مرده تو تبلیغ میگه استعداد کودک شما در چیست؟مامان من خیلی جدی میگه در خربازی!جای هیچ حرفی واسم نمونده 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 12:58 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

مادر و پسر

مادر: داری چیکار میکنی پسرم؟پسر ۵ ساله: دارم واسه عشقم نامه مینویسم .مادر: ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی .پسر بچه ۵ ساله: اونم بلد نیست بخونه،اصلا تو چه میفهمی عشق یعنی چی؟! 


برچسب‌ها: مادر، پسر، طنز
تاریخ ارسال: یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 ساعت 06:55 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

پست طنز

داشتم یکی از پست هامو واسه مامانم میخوندم درحالیکه خودم از خنده اشک میریختم ، وقتی تموم شد به مامانم نگاه کردم ؛با تاسف گفت : بچه های مردم دکتر مهندس شدن ، بچه ی منم دلقک مردم یعنی من :|من :|و من :|شما ؟ 

برچسب‌ها: پست طنز، پست فیسبوکی
تاریخ ارسال: یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 ساعت 06:47 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

مکالمۀ مامانم و بابام

مکالمۀ مامانم و بابام / / مامانم: چای میخوری برات بریزم؟بابام: آره خانوم.دستت درد نکنه!مامانم: پسرم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز و بیار!

برچسب‌ها: مادر، مامان، بابا
تاریخ ارسال: یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1392 ساعت 06:58 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 21 )
   1      2     3   >>
صفحات