X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس و خنده

جدیدترین اس ام اس ها ، بهترین وبلاگ اس ام اس و جوک با آپدیت روزانه

صائب تبریزی - بهشت

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیره گی بخت درون تو بوَد
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

صائب تبریزی

برچسب‌ها: صائب تبریزی، بهشت، شعر
تاریخ ارسال: جمعه 5 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:56 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

لباس کهنه

قدیـــــما لباسِ "رفاقـــــت" ، "معرفـــــت" بود

اما جدیدا "منفعـــــت" ، جای"معرفـــــتو" گرفته..

سلامتــــــــــی "رفقایـــــی که"

که هنـــــــــوز لباس کُهنِشـــــون تـنـشونه.....


تاریخ ارسال: شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:17 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

یادش بخیر نوستالژی

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

**********************

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

**********************

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

**********************

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن

**********************

یادتون میاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!
یادش به خیر.........

یادش بخیر زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور
"غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه ... "

**********************

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود
از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !
وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود D:

**********************

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

**********************

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

**********************

آخه من نمیدونم شادی های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟
والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم
شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره
که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن D:

**********************

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه
از معلمین و مدیر و معاونین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :
"پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون"
خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟
مگه هندونس ؟!

**********************

یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

**********************

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

**********************

یادش بخیر، پشت دفترای قدیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:
"تعلیم و تعلم عبادت است"

**********************

"بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده"
جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس و حال عجیبی داشتیم ،
اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !

**********************

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود
ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس
ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

**********************

یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم
و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ،
شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛
اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!

**********************

یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو
که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد ...

**********************

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد
خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم ...
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست
بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

**********************

یادش بخیر

یاد همه اون روزها
تاریخ ارسال: شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 02:04 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

تفاوت دیدن سوسک

تفاوت رفتاری مشاهده ی سوسک در ایران و چین
.
.
.
.
در ایران:ماماااااااان سوسک وااااااااااااای
.
.
.
درچین:به به شام امشبم ردیف شد

برچسب‌ها: خنده، جوک، لطیفه
تاریخ ارسال: یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 10:33 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

جوک بامزه جدید خرداد 94

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

یه آقاهه از بغلم داشت رد میشد...

با تلفن گفتم من اونو زنده میخوام

صبر کن یکی حرفامونو شنید...

تک تیر انداز مرد قرمز پوشو بزن!

یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره



این دهه ۶٠یا که هی نسل سوخته نسل سوخته میکنن،

فکر نکنن ما یادمون رفته ماه رمضوناشون تو زمستون بوده ... o_O

سوسولا :||||| 


 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 01:30 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

اس ام اس فلسفی جدید اسفند 93


اس ام اس فلسفی جدید اسفند 93


از کسی که کتابخانه دارد

و کتابهای زیادی میخواند نباید هراسید.

بلکه از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آنرا مقدس می پندارد 

ولی

" هرگز آنرا نخوانده است "

نیچه



زندگــــــــــــــــی

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.

زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.

زندگی رویایی است، مثل رویای یک کودک ناز.

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.

زندگی تک تک این ساعتهاست،

زندگی چرخش این عقربه هاست،

زندگی راز دل مادر من.

زندگی پینه ی دست پدر است،

زندگی مثل زمان در گذر است....


به خاطر بسپاریم که ،

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است ؛

آرام، بی صدا، همیشگی ... 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: جمعه 1 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 07:51 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

اس ام اس زیبا بهمن 93

اس ام اس زیبا بهمن 93

اس ام اس زیبا بهمن 93 


ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ، ﺑﭽﺶ ﺳﯿﺮﯾﺶ
ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ.
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺬﺍﺭﺵ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﯾﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ
ﮐﻪﻧﻘﺸﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ
ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﭘﺎﺯﻟﻪ،ﺩﺭﺳﺘﺶ ﮐﻦ
ﺑﭽﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺷﻮﺩﺍﺷﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﻔﺤﻪ ﺭﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﯿﭽﯿﻨﻪ ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭﺑﻠﺪﻧﯿﺴﺘﯽ ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﺮﯾﻊﺩﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﭘﺴﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖﮐﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪ
ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺸﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ

-----------------------------------------

زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام...
.
.
.
.
زندگی معرکه همت ماست...
زندگی میگذرد...

-----------------------------------------

گفت :دوستت دارم،
هرچه گشتم مثل تو پیدا نشد!
.
گفتم:خوب گشتی ؟
گفت :آره
گفتم:اگه دوستم داشتی ،
.
.
.
.
هرگز نمی گشتی!

-----------------------------------------

متنی که برنده ی بهترین جایزه سال شد...

تاریخ ارسال: شنبه 27 دی‌ماه سال 1393 ساعت 06:54 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

مورد داشتیم پسره آخر خنده

مورد داشتیم پسره آخر خنده

مورد داشتیم پسره 

مـورد داشـتیم پسره 7 ﺳﺎﻟﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ :

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ؟؟؟

ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺷﻮﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ!!!

ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﺑﭽﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺗﺎ ﺑﻌﺪﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺸﻪ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﭼﯿﻪ!

ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺯﺣﻤﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺟﻤﻊ ﻭ ﺟﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ 2 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﭽﻪ ﺵ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻦ,ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺗﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ :

ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻟﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ؟؟؟

ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻫﯿﭽﯽ

ﺍﯾﻦ ﺑﭽﮥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﯾﯽ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺸﻬﺪ ﺍﻭﻣﺪﻩ, ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ...!

ﻫﻤﯿـــﻦ!!!

----------------------------------------

رو در یه رستوران نوشته بودن : ورود آقایان بدحجاب ممنوع !

یعنی تا این حد !؟

----------------------------------------

کار از آرایش کردن و ابرو برداشتن و مو رنگ کردن و گوشواره گذاشتن پسرا گذشته!

دیشب پسره تو چت داشت یادم میداد چطوری ماکارانی بپزم، به همین برکت قسم!

----------------------------------------

مورد داشتیم پسره هدفش از مدرسه رفتن فقط این بوده که، یاد بگیره اسم و فامیلیشو بنویسه

ولی از ترس سربازی الان در حال کار روی پایانه نامه دکترای تخصصیشه!

----------------------------------------

مورد داشتیم

پسره با دختره تو خیابون بوده

بابای دختره دیدشون گفته :

.

..

دخترم ! چرا دوستت حجابشو رعایت نمیکنه !

مگه نگفتم با اینجور دخترا نگرد ؟ ^_^

---------------------------------------- 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 7 دی‌ماه سال 1393 ساعت 05:23 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 5 نظر
( تعداد کل: 140 )
   1      2     3     4     5      ...      18   >>
صفحات