X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس و خنده

جدیدترین اس ام اس ها ، بهترین وبلاگ اس ام اس و جوک با آپدیت روزانه

لباس کهنه

قدیـــــما لباسِ "رفاقـــــت" ، "معرفـــــت" بود

اما جدیدا "منفعـــــت" ، جای"معرفـــــتو" گرفته..

سلامتــــــــــی "رفقایـــــی که"

که هنـــــــــوز لباس کُهنِشـــــون تـنـشونه.....


تاریخ ارسال: شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:17 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

دخترای دهه 60

دخترای دهه ٦٠ هنوز ادامه تحصیل میدن که یکی با عشق پاک بیاد بگیرتشون بعد متولدین ٧٧ به شیوه ی "بچسب،ول نکن" دارن میرن سر خونه زندگیشون.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:02 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

رستوران

با دختره رفته بودم رستوران
نمکدونش از این پیچوندنیا بود
هی تکونش میداد، نمک نمیومد،
خیلی آروم تو گوشش گفتم بپیچونش
اونم اول یه نگاه به دور و برش کرد و بعد نمکدونو گذاشت تو کیفش.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:11 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

مردم ازخنده

امروزیه نفر زنگ زد گفت:شماااااا؟!
منم گفتم:ببخشید اشتباه برداشتم …!!
خودش مُرد از خنده ….فردا تشییع جنازشه!!!
ایرانسلم زنگ زد گفت خعلی بات حال کردم،
یه هفته بهت اس نمیدم حال کن 

برچسب‌ها: خنده، استاتوس جدید
تاریخ ارسال: دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:49 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

زن و شوهر

زن وشوهر با هم دعوا میکنن،
مرده زنگ میزنه به مادرش میگه:
مامان من میخوام زنمو تنبیه کنم چند روزی میام خونتون..
.
.
.
مامانش میگه: نه پسرم زنت به یه تنبیه بزرگتر نیاز داره!
من میام خونتون!

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:44 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

زلزله نیا

دلیل نیومدن زلزله تهران مشخص شد
میگن دختره پست گذاشته
دلدله زون تلو اودا نیا من میتلسم!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگن زلزله رفته تو اقیانوس آرام تا 100 قرن دیگه هم گفته نمیام!!!

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:29 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

امسال ولنتاین

امسال ولنتاین جای اینکه پولتونو حروم کادوهای مسخره
واسه شریک زندگی آینده مردم کنید
واسه مامانتون یه هدیه شیک بگیرید.
دستاشم ببوسیدبگید : مامان عاشقتم
تاریخ ارسال: شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 02:15 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

یادش بخیر نوستالژی

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

**********************

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

**********************

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

**********************

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن

**********************

یادتون میاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!
یادش به خیر.........

یادش بخیر زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور
"غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه ... "

**********************

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود
از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !
وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود D:

**********************

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

**********************

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

**********************

آخه من نمیدونم شادی های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟
والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم
شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره
که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن D:

**********************

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه
از معلمین و مدیر و معاونین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :
"پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون"
خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟
مگه هندونس ؟!

**********************

یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

**********************

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

**********************

یادش بخیر، پشت دفترای قدیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:
"تعلیم و تعلم عبادت است"

**********************

"بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده"
جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس و حال عجیبی داشتیم ،
اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !

**********************

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود
ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس
ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

**********************

یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم
و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ،
شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛
اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!

**********************

یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو
که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد ...

**********************

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد
خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم ...
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست
بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

**********************

یادش بخیر

یاد همه اون روزها
تاریخ ارسال: شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 02:04 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 1861 )
<<   1      ...      3     4      5      6     7      ...      233   >>
صفحات